تبليغاتX
اسلام و ايران

اسلام و ايران

به نام خدا

آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....
همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.
اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­ الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...
000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­ دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­ باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود. توضیحات بیشتر و شماره ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده این کتابچه ارائه خواهیم داد.
گزده­ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری
پیشگفتار
در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) – مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه­ داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران­قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را از یک عتیقه­ دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماماً به خط خود انیشتین می­باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:
1/000/000 $ BENZ به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.
1/000/000 $ FORD به افتخار این که در آمریکا میزیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی­های اینشتین به شمار می­رود. نیز شاید سرنخ­هایی از معمای حیرت­انگیز ترور زنجیره­ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا ... ؟
500/000 $ : CONCORDE به افتخار جناب لاوازیه – مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه – و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.
500/000 $: TITANICبه یاد بود کشته شدگان حادثه اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) – کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله – بخش­هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می­شود.
شخصیت­های اصلی این رساله : آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م) آیت­الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می­کرد (فوت 1962م) / جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش – سال نگارش این رساله) / حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.
سؤالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 – 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 – 1962 – 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده­اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط­ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش راسله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر (ح ... پ ... ) به نام­های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده­اند؟
و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی­دهد؟
سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه­ترین سلام­ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی (*1) را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) (*2) از سال 1954 ( *3*) است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.
به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) (*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود ( *5) . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید (*6*) اکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه­ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه­ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.
گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است / برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می­نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم / در ایران – می­دانند : من در آوگوست 1939 (*7) طی نامه­ای به روزولت – رئیس جمهور وقت آمریکا – او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل­ترین و ... خونسردترین ابرقدرت­های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی­شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می­دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد یدگر امثال هیتلر دیوانه نمی­توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برا مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی­های آلمان – استفاده شود سپس من نامه­ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی­ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می­کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"
آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ­مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر (*6 افتاد و توصیه­های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می­افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می­شود و پیرتر می­شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال­های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان­تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت­ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس­های کوچک­تر نیز همواره ناکام بوده­ام / هنگامی که ورزش­ های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی­تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد / من از جمله مخالفان این گونه ورزشها بودم و تأکید می­کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه­ای خشونت را در جامعه رواج می­دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده­اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!// . آری ! سیاست فقط فکر لحظه­های هیجان­آور را در سر می­آورد / حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می­آورد!! و اکنون ای جناب ... بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می­دانستند – بپذیرم؟ / خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.

*************************************
1- Zwo"Iffach
2 – Ma"rz
3 – برابر با اواخر سال 1332 ش / یا اوائل سال 1333 ش
4 – 5 – August تقریباً برابر با مرداد ماه 1325 شمسی
6 – احتمالاً منظور وی : هاری ترومن (1945 – 1953) است
7 – تقریباً برابر با مرداد 13

منبع :پایگاه اطلاع رسانی ایت الله بروجردی

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 0:1  توسط خدا میدونه  | 

شما كه نماز مى‏‌خوانى و روزه مى‌گیرى چرا منشى دختر به این زیبایى آورده‏‌اى؟

شما كه نماز 
مى‏‌خوانى و روزه مى‌گیرى چرا منشى دختر به این زیبایى آورده‏‌اى؟

قرآن مجید و روایات در مسأله خودسازى به بهترین صورت مطابق با فطرت و عقل، عباد الهى را راهنمایى كرده‌‏اند.

در قرآن مجید خودساخته‏‌ها با آیاتى شناسانده شده‏‌اند كه همه مى‏‌توانند با اوصافى كه خدا براى آنها بیان كرده است، مایه‌‏هاى خودسازى را از آن اوصاف بگیرند. در روایات و اخبار هم همین طور است.

وجود مبارك امیرالمؤمنین(ع) قطعه بسیار مهمى در همین زمینه دارند. در مقدمه فرمایش، امیرالمؤمنین(ع) سه هشدار جالب مى‏‌دهند، تا انسان گرفتار بعضى از برنامه‏‌ها نشود. البته انسان‏هایى كه عاشق تربیت و ادب خودشان هستند.

قرآن هم مى‏‌فرماید این حرف‏ها براى كسى است كه: « لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ » یا رفته و این مایه‌‏ها را كسب كرده است، یا گوشش را آماده كرده كه این مایه‌‏ها را بشنود.

اما اگر كسى علاقه نداشته باشد، عاشق نباشد، پاى وجود او براى ظهور مسائل الهى پیش نمى‌‏رود و پاى قلب او، در این راه قدمى بر نمى‌دارد.

هم و غم چهارپایان
حجت الاسلم والمسلمین شیخ حسین انصاریان در ادامه سخنانشان درباره "وسائل هدایت" می‌گوید: در جمله اول، حضرت مى‏‌فرماید:« إن البهائم همُّها بطونُها » تمام حیوانات و چهارپایان، همت، اراده و خواسته آنها متمركز در شكمشان است. كل هدف و لذت‏ها را در این عالم فقط در این مى‌‏بینند كه بخورند.

شكمشان كه پر مى‏‌شود، یك سلسله توابعى دارد؛ خواب، استراحت، چاق و قوى شدن، شهوت رانى. نهایت كارشان هم این است كه یا در همین بیابان‏ها بمیرند، یا حلال گوشت‏هاى آنها به دست انسان بیافتند و در قصابخانه به آخر كار برسند.

در این جمله این هشدار را مى‌‏دهد كه عاشقان ادب و تربیت! مواظب باشید كه درونتان، یا اوضاع و احوال زمان و اطرافیان، یا شیاطین و خناسان، همت و اراده شما را به طرف شكم جهت ندهند.

تسلط حیوانات وحشى بر یكدیگر
« و إن السباع همُّها العدوان على غیرها ». تمام درندگان عالم هم همتشان این است كه با چنگ و دندان و قدرتشان به زیر دستشان مسلط شوند، و بود و نبود او را ببرند.

شیر، گرگ، پلنگ، روباه، آنهایى كه جزء خانواده درندگان هستند، تمام همت و اراده و قدرتشان در این است كه ضعیف‏تر از خود را بچاپند، شكمش را پاره كنند، لقمه را از حلقش بیرون بكشند و ببرند.

مواظب خودتان باشید! اگر پاى ادب و سلوك الى الله و طى مسیر معنا در كارتان نباشد، تبدیل به درنده مى‌شوید. یك نفر هستید، اما هیتلر مى‌‏شوید كه یازده سال بیشتر روى صندلى ننشسته، نزدیك به پانزده میلیون نفر را تكه تكه كرد. این همه خون از گلوى بشر روى زمین ریخت. هیچ كدام را هم نمى‏‌شناخت.

یا چنگیز خان مغول، خودش در جنگ‏ها شركت كرد، تیمور گوركانى، آتیلا، نرون، فرعون، نمرود، یا در زمان خودمان، طاغوت‏ها دارند مردم را تكه پاره مى‌‏كنند، كشته‌‏ها هم به قاتل‏ها هیچ ظلمى نكرده‌‏اند.

امیرالمؤمنین(ع) مى‏‌فرماید: مواظب باشید، خودتان را رها نكنید، اگر رها شوید، بخواهید یا نخواهید، درنده مى‏‌شوید. حد ضعیف‏تر آن، بخواهید یا نخواهید چهارپا و بهائم مى‏‌شوید. این هشدار براى این است كه مردم مواظب خودشان باشند.

هم و غم جنس زن
جمله سوم:« و إن النساء ». البته این زنانى كه امیرالمؤمنین(ع) مى‌‏فرماید، یك تعدادى از خانم‏ها قهرا مستثنى هستند، و جمله امیرالمؤمنین(ع) همه زنان را در برنمى‌‏گیرد.

مثلاً در ایام جنگ جمل، حضرت راجع به خانم‏ها منبر و كلمات قصار و نامه دارند، این نامه‌ها یا جملات قصار یا منبرشان را نباید برداشت و روى منبرها بر سر كل خانم‏ها داد كشید. معلوم است كه در جمل، خطاب حضرت راجع به جنس زن، متوجه عایشه است. ولى همه زنان اسلام كه عایشه نیستند.

قسم دادن خدا به زنان پاك در شب احیا
در بین زنانِ الهى، ما آسیه همسر فرعون را داریم كه در شب احیا چند میلیون شیعه قرآن روى سر مى‏گذارند و به پروردگار مى‏‌گویند: « اللهم بحقّ هذا القرآن و بحقّ من أرسلته به و بحقّ كل مؤمنٍ مدحته فیه ». یكى از آنهایى كه در قرآن سرگرفتن، مردم خدا را به او قسم مى‏دهند كه ما را بپذیر، آسیه، زن فرعون است.

زنان نمونه در قرآن
ما مریم، خدیجه، زینب كبرى(ی) را داریم، اسم فاطمه(س) را نمى‏‌برم، چون او هم وزن انبیا(ع) است. آنجا كسى صحبت نمى‌‏تواند بكند. حضرت امّ كلثوم، حضرت رباب و زنان دانشمند باكرامتى را داریم. زمان خودمان، خانم مجتهده امین را داشتیم كه بزرگان دین به او اجازه اجتهاد داده بودند.

ارزش دادن اسلام به زنان با ایمان
« و إن النساء همهنّ زینة الحیاة الدنیا و الفساد فیها ». یك مشت انسان هم در جنس زنان هستند كه تمام همت این‏ها دستبند و گلوبند و گوشواره و آرایش و خودنمایى و عشوه و ناز و طنازى است، و بعد هم « و الفساد فیها » بیرون آمدن از خانه، براى به لجن كشیدن یك مملكت.

امیرالمؤمنین(ع) حرفش را با زینت تنها تمام نكرد، بلكه گفت: « و الفساد فیها ». به ما مردها گفت: حیوان و درنده نشوید، اگر خودتان را رها كنید، بخواهید یا نخواهید، به طرف حیوان شدن و درنده شدن مى‌‏روید.

اما به جنس زن كه رو مى‏‌كند، مى‌‏فرماید: شما یك جنسى هستید كه:« الجنةُ تحت أقدام الأمهات » بهشت زیر پاى مادران است. در طایفه شما مریم، خدیجه، زینب و آسیه به وجود آمده‌‏اند، شما جزء آن زنانى نشوید كه خود را رها كرده و در رها شدن، كالاى شهوات مردم خبیث، پلید و آلوده شدند.

كالا بودن زن در فرهنگ غرب
اگر زنها را نداشتند، فیلم‏ها، مجلات، ویدئو و اجناسشان در دنیا فروش نداشت. اگر آنها را نداشتند، مردم بى‏بند و بار نمى‏شدند كه در غارت شدن منابعشان، به بى‏‌خبرى بگذرانند. ملتى كه اول شب را تا سحر در آغوش زنان نامحرم و مجالس رقص و شهوات هستند، فردا هم با بى‏‌خوابى مى‏‌خواهند سر كار بروند، همه چیزشان را هم غارت بكنند، كارى به این حرفها ندارند، منتظر است در روز پول گیر بیاورد و شب دوباره در آغوش نامحرم برود، مى‌‏گوید: به جهنم كه چه بلائى سر این مردم و زمین‏ها و معادن و دین و مملكت و قرآن و فرهنگشان مى‌‏آید.

مراعات زن در هنگام حضور در اجتماع
« و إن النساء همهنّ زینة الحیاة الدنیا و الفساد فیها ». خانم‏ها! شما لباس زیبا براى جلوه‌‎‏گرى در بیرون نپوشید. جورابى كه چشم جوان را جلب كند، كفشى كه صدا مى‏‌دهد، راه رفتنى كه صداى النگو و گلوبندتان را در آورد، قرآن مى‏‌گوید: نپوشید. صریح قرآن است.

نامحرمى كه مى‏‌دانید تقوا ندارد، وقتى تلفن مى‏‌كند یا در مى‌‏زند، در قوم و خویش خودتان است و او را مى‏‌شناسید، با صداى طبیعى خدا داده با او حرف نزنید، تو دارى حرف مى‏‌زنى و او دارد در خیالش زنا مى‏‌كند.

شما كه نماز مى‏‌خوانى و روزه مى‌گیرى، چرا منشى دختر به این زیبایى آورده‏‌اى؟ مى‏‌گوید: آقا در من اثر نمى‏‌كند. دروغگو! در صورتى راست مى‏‌گویى كه پروردگار تو را مرد خلق نكرده باشد.

اى اهل دین! تو چرا؟ همه، چرا همسرت را در بیمارستان‏هاى زنانه نمى‌‏برى؟ چرا دخترتان نرود كه درس بخواند، تا دكتر خانم‏ها بشود، چرا؟ یك مدیر اسلامى كه منشى زن نباید داشته باشد. او را بفرست در یك اتاق در بسته كاغذهایى كه باید تایپ كند، برود تایپ كند. نه تلفن شصت میلیون جمعیت را جواب بدهد. تمام این گناهان را در قیامت خدا در پرونده تو هم مى‌‏نویسد.

برنا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 18:54  توسط خدا میدونه  | 

معرفي مسجد قبة الصخرة به جاي مسجد الاقصي

معرفي مسجد قبة الصخرة به جاي مسجد الاقصي در رسانه ها به منظور تخريب آسان تر مسجد الاقصي

مجموعه ي حرم قدسي شهر بيت المقدس، يکي از مبارک ترين و مقدس ترين مکان هاي دنيا مي باشد و از نظر تقدس، در بين اديان الهي (اسلام، مسيحيت و يهوديت) مقام والايي دارد. اين مجموعه ي مبارک، از بخش هاي مختلفي تشکيل شده است که شناخت آن ها ما را در ادامه ي بحث، ياري مي کند:

339) اين مسجد مبارک، از ارزش بسيار والايي در دين اسلام برخوردار است و بسياري از وقايع آخرالزمان، از جمله قضيه ي فتح قدس در زمان ظهور حضرت مهدي (عج)، به اين مسجد مبارک مربوط مي شود.(340)  گنبد اين مسجد، سبز رنگ است.

341) بدين ترتيب اين مسجد نيز از ديدگاه مسلمانان بسيار مقدس است. گنبد اين مسجد، طلايي رنگ مي باشد.

تصاوير دو بناي مقدس مسجد الاقصي و مسجد قبة الصخرة را مي توانيد در تصوير زير ملاحظه نماييد:

 A) مسجد الاقصي   مسجد   مبارکي   است   که   قبله ي   اول   مسلمين مي باشد.

(B) مسجد قبة الصخرة نيز از اهميت فراواني در دين اسلام  برخوردار  است؛  زيرا مرحله ي دوم سفر پيامبر گرامي اسلام (ص) در شب معراج و عروج ملکوتي ايشان از زمين به آسمان، از اين مسجد مبارک آغاز شده است.)


 
عکس راست: مسجد الاقصي.(گنبد اين مسجد مبارک, سبز رنگ است.)
عکس چپ: مسجد قبه الصخره(گنبد اين مسجد مبارک, طلايي رنگ است.)
 

البته علاوه بر اين دو مسجد مبارک، قسمت هاي مقدس بسياري در حرم قدسي وجود دارند که شامل سقاخانه ها، گلدسته ها و ... مي شوند، اما هيچ کدام از آن ها، در نظر مسلمانان همانند دو مسجد ياد شده نيستند و اين دو مسجد، ارزش بسيار بالاتري دارند.

در هر حال، مسجد اصلي منطقه ي حرم قدسي، مسجدالاقصي است و اين مسجد است که قبله گاه اوليه ي مسلمين بوده و در آخرالزمان نيز توسط حضرت مهدي موعود (عج) و يارانش، آزاد مي گردد.

از ديدگاه اسلام، مسجدالاقصي  توسط حضرت آدم (ع) بنا نهاده شد. سپس حضرت ابراهيم (ع) و نيز حضرت سليمان (ع) اين معبد را بازسازي کردند.(342) (در واقع بناي مقدسي  که  در  اورشليم (بيت المقدس)  به  دست  حضرت سليمان (ع) ساخته شد، مسجد الاقصي بود، نه معبد دروغين و کذايي سليمان.)

بعد از فتح بيت المقدس به دست مسلمانان، مسجدالاقصي به دفعات توسط مسلمانان بازسازي، و مسجد مقدس قبة الصخرة نيز به مجموعه بناهاي  حرم قدسي اضافه شد.(343) اکنون در مجموعه ي حرم قدسي شهر بيت المقدس، دو مسجد مبارک قبة الصخره و مسجدالاقصي با فاصله ي بسيار کمي از يکديگر واقع شده اند.

اما مجموعه ي حرم قدسي نيز، از تعرض فرهنگي فراماسونري و صهيونيسم در امان نمانده است. يکي از ترفند هاي بسيار کثيف سران فراماسونري در جهت تعرض فرهنگي به مجموعه ي حرم قدسي و انجام اهداف آخرالزماني خود، معرفي مسجد قبة الصخرة به جاي مسجدالاقصي است. مسجدي که امروزه تمام  مسلمانان  به  عنوان  مسجد الاقصي  مي شناسند،  در  واقع  مسجد قبة الصخرة است که  مسجدي  با  گنبد طلايي  مي باشد.  حتي  همه ي شبکه هاي تلويزيوني هم همين  اشتباه  را  مرتکب  شده  و  تصوير  مسجد قبة الصخره را به جاي مسجد الاقصي نشان مي دهند. البته راديو و تلويزيون کشور هاي اسلامي تا حد زيادي در اين زمينه بي تقصيرند؛ زيرا رژيم صهيونيستي که کنترل شهر مقدس بيت المقدس را در دست دارد، به فيلمبرداران و عکاسان،  تنها اجازه ي تصوير برداري از مسجد  قبة الصخرة  را مي دهد و از فيلم برداري و عکس برداري از مسجد الاقصي ممانعت مي کند؛ به همين دليل، عکس هاي کمي از مسجد الاقصي در دست مي باشد.

حال سوال اصلي اين است که هدف واقعي ماسون ها و صهيونيست ها از معرفي مسجد قبة الصخره به جاي مسجد الاقصي چيست؟

همان طور که  در  سطور  بالا  ذکر  شد،  بناي  مقدسي  که  در  اورشليم (بيت المقدس) به دست حضرت سليمان (ع) ساخته شد، مسجد الاقصي بود، نه معبد دروغين و کذايي سليمان. حضرت سليمان (ع) که بنا به گفته ي قرآن پيامبر خدا بودند، مسجدي که توسط پيامبران پيشين ساخته شده بود (مسجدالاقصي) را بازسازي نمودند. اين ديدگاه مسلمانان دقيقاً بر خلاف ديدگاه  يهوديان و مسيحياني است که معتقدند حضرت سليمان (ع)، معبد سليمان (نه مسجد الاقصي) را ساخته اند. (مطمئناً اين ادعاي يهوديان و مسيحيان را که  حضرت سليمان (ع) معبد ساخته اند نمي توان پذيرفت؛ زيرا اجداد بزرگوار پيامبر خدا حضرت سليمان (ع) از جمله  حضرت آدم (ع) و حضرت ابراهيم (ع) و ... که آن ها نيز پيامبر  بودند، مسجد ساخته اند. حال  چگونه مي توان پذيرفت که حضرت سليمان (ع) بر خلاف اجداد مبارکشان معبد ساخته اند؟ البته لازم به ذکر است که ما در اينجا قصد نداريم تا صرفاً بين لفظ مسجد و معبد تفاوت قايل شويم، بلکه تلاش مي کنيم تا بين مفاهيمي که اين نامگذاري ها به دنبال خود دارند، افتراق بگذاريم.)

همان طور  که  ذکر  کرديم،  بر خلاف  ديدگاه  مسلمانان  درباره ي  حضرت سليمان (ع)، يهوديان و فراماسون ها که به حضرت سليمان (ع) تهمت کفر زده  و او را جادوگر و بت پرست مي دانند، ادعا مي کنند که ايشان در شهر اورشليم (بيت المقدس) يک معبد ساخته اند. به همين دليل در ديدگاه آخرالزماني ماسون ها و يهوديان و اوانجليکال ها، تخريب مسجد الاقصي و ساخت معبد سليمان، يک عنصر کليدي مي باشد.(344)

در مورد ديدگاه ماسون ها درباره ي معبد سليمان، بايد گفت که ديدگاه آنان، به راحتي قابل پيش بيني است.  از ديدگاه آنان، سليمان يک جادوگر و بت پرست  و ماسون اعظم بوده(345)  و  معبد  اورشليم  را  براي  بت ها  ساخته  است.   آن ها  که  به شيطان پرستي (Satanism) و عقايد جاهلي (Paganism) اعتقاد دارند، تلاش مي کنند تا مسجد الاقصي را به عنوان يک پايگاه خداپرستي نابود نمايند، و معبد کذايي سليمان را به عنوان نماد جهاني الحاد و کفر برپا کنند تا به خيال خام خود، مرگ اديان را بدين وسيله جشن بگيرند.
 
 
ادامه مطلب رو هم حتما بخونين...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 15:31  توسط خدا میدونه  | 

چادري براي دختران مشکل‌پسند

اشاره:

معصومه كريمي‌زاده، طراح چادر «جلابيب» از پوششي سخن مي گويد که در عين داشتن قابليتهاي متنوع براي بانوان شاغل و دغدغه دار، بدن نما، تنگ و چسبان نبوده و توانسته توجه انبوهي از بانوان و دختران مشکل پسند را به خود معطوف نمايد.

چادر جلابيب

«جلابيب» که نامي ملهم و برگرفته از آيات قرآن است به عنوان اولين اثر ابتکاري طراحي لباس در کتابخانه ملي به ثبت رسيده و از سوي معاونت حقوقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مشمول قانون حمايت حقوق مالکيت معنوي است.

در گفتگوي زير، معصومه كريمي‌زاده، طراح چادر "جلابيب" از راحتي و قابليتهاي ويژه اين مدل پوشش و نيز اقبال انبوه متقضيان داخلي و خارجي به آن سخن مي گويد.

 

چه‌ عاملي باعث شد تا اين نوع پوشش را طراحي كنيد؟

كريمي‌زاده: در آيه‌اي از قرآن آمده است " اي پيامبر به همسرانت، دخترانت و زنان مؤمن بگو جلباب‌هاي خود را فرو افكنند تا به خوبي (پاكدامني) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند و خداوند بخشنده و مهربان است. " شأن نزول آيه به‌ اين ترتيب است كه در آن ايام زنان مسلمان به مسجد مي‌رفتند و پشت سر پيامبر (ص) نماز مي‌گذاردند، هنگام شب موقعي كه براي نماز عشاء مي‌رفتند، برخي از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مي‌نشستند و با مزاح و سخنان ناروا، آنها را آزار مي‌دادند و مزاحم آنان مي‌شدند؛ آيه فوق نازل شد و به آنها دستور داد كه حجاب خود را به طور كامل رعايت كنند تا به خوبي (پاكدامني) شناخته شوند و كسي بهانه مزاحمت پيدا نكند؛‌ در واقع با تأسي از اين آيه، ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 16:48  توسط خدا میدونه  | 

بی حجابی با رضایت همسر!

بد حجابی

مشاور امور بانوان سازمان صدا و سیما گفت: اگر زنان جامعه اهمیت و جایگاه حجاب را درك و رعایت كنند،‌ مورد تعرض افراد بیمار قرار نمی‌گیرند. حجاب امری درونی است كه نمادی از مناسبات و اعتقادات جامعه اسلامی را نشان می‌دهد.

وی تصریح كرد: بر اساس استدلال آیت‌الله جوادی‌آملی حجاب حق خداوند است و رضایت همسر و خانواده مجوزی برای رعایت نكردن آن نیست.  در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف باید فلسفه عقلانی و ادراكی حجاب بیان شود تشویق دختران به حجاب بدون این كه از عمق این مقوله دریافت و دركی داشته باشند كاری بیهوده است.

رعایت حجاب مختص زنان نیست؛ حفظ حریم زن و مرد همچنین محافظت از چشم در مقابل نامحرم برای مردان ‌هم، به نوعی حجاب محسوب می‌شود. ‌ تا زمانی كه حجاب و عفاف در جامعه رعایت نشود فساد و بی‌بندوباری از بین نمی‌رود اگر زنان جامعه اهمیت و جایگاه حجاب را درك و رعایت كنند،‌ مورد تعرض افراد بیمار قرار نمی‌گیرند.

 نمادهای بی‌حجابی در جامعه مانع ترویج حجاب می‌شود

میرمحمدی ابراز داشت: بیان فلسفه حجاب و ترویج آن تنها بر عهده خانواده و یا آموزش و پرورش نیست در این راستا نهادهای فرهنگی همسو باید حضوری فعال داشته باشند.

وی اضافه كرد:‌برای ترویج حجاب باید این‌گونه تعارض‌ها پیگیری و رفع شود.

وی به واقعه كشف حجاب در دوره رضاخان اشاره كرد و افزود: رضاخان و عوامل غربی با كشف حجاب سعی داشتند بساط بی‌بندوباری و فساد را در بین زنان و خانواده‌ها ترویج دهند. حجاب و پوشش یكی از ابعاد معنویت است، ‌چرا كه ساز و كار اندیشه حجاب و عفاف،‌ داشتن معنویت است.

این كه دختری را به حجاب تشویق كنیم ولی در جامعه نمادهای بی‌حجابی همچون فروش لوازم و اسباب‌بازی‌های غربی مانند عروسك‌های باربی با نماد بی‌حجابی در جامعه رواج داشته باشد فرد را دچار دوگانگی می‌كند.

 قندفروش  مشاور امور زنان استانداری تهران گفت: پوشش برای زنان ایرانی دارای قداست است،به طوری كه ‌در تاریخ هیچگاه از برهنگی زن ایرانی قبل و بعد اسلام سخن گفته نشده است. وی اضافه كرد: هدف اصلی رضاخان از كشف حجاب از بین بردن بنیان خانواده به منظور ترویج هرچه بیش‌تر فساد در جامعه بود. این كه رضاخان به دستور استعمارگران در ایران به كشف حجاب تن داده بود؛ نشان از اهمیت زن در خانواده و نقش آن در جامعه دارد و این موضوع را استعمارگران به خوبی درك كرده بودند.  استعمارگران می‌دانستند تنها راه تسلط بر ایرانیان ترویج بی‌بندوباری و فساد در بین خانواده‌هاست و تا زمانی كه زنان با حجاب و عفت در جامعه هستند،‌ هرگز نمی‌توانند بر این كشور حكومت كنند.

مشاور امور زنان استانداری تهران افزود: در حال حاضر مهم‌ترین وظیفه ما حفظ حجاب است چرا كه برای حفظ آن خون زنان بی‌گناهی ریخته شده است. وی درباره تربیت نسل جوان برای ترویج حجاب و عفاف در جامعه گفت: به منظور ترویج فرهنگ حجاب باید اهمیت و سختی‌هایی را كه زنان برای حفظ آن در طول تاریخ متحمل شده‌اند تا به دست ما برسد،‌برای نسل جوان بازگو نمود.

 

فارس

تنظیم : کهتری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 14:51  توسط خدا میدونه  | 

حوادث اخیر عاشورا پرده از چهره نفاق جدید برداشت

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در روز عاشورای حسینی با حضور در بین عزاداران ضمن همراهی عاشقان ثارالله در ذكر مصائب اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، هیئات عزاداری سطح شهر تهران را از نزدیك مورد بازدید و ارزیابی قرار داد و در ارتباط با فجایع اخیر، گفت: حوادث عاشورا پرده از چهره نفاق جدید برداشت .

اتفاقی كه بعدازظهر عاشورا از سوی برخی عناصر فرصت طلب رخ داد، پرده تزویر را از چهره خط نفاق جدید و مدرن كنار زد

حجت الاسلام و المسلمین آقای دكترسیدمهدی خاموشی در حاشیه حضور خود در آیین عزاداری سرور و سالار شهیدان،

سید مهدی خاموشی

یاران و خاندان امام حسین (ع) در روز عاشورا، در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری مهر كه نظر رئیس سازمان تبلیغات را در خصوص حوادث ناگوار حاشیه مراسم عاشورا جویا شده بود، ضمن ابراز تأسف از حرمت‌شكنی این روز عزیز، گفت: به نظر من، درحالی كه مردم عزادار میهن اسلامی، در عاشورا عزادار حضرت سیدالشهدا بودند و یك دهه نیز برای خاندان عصمت و طهارت عزاداری كرده بودند، اتفاقی كه بعدازظهر عاشورا از سوی برخی عناصر فرصت طلب رخ داد، پرده تزویر را از چهره خط نفاق جدید و مدرن كنار زد.

حجت الاسلام والمسلمین خاموشی با اشاره به مشابهت اغتشاشات عاشورا و ماه‌های اخیر به حوادث صدر انقلاب در سال 1360 توسط منافقین كه با روی آوردن به قتل و ترور و آسیب رساندن به اموال عمومی، قصد برهم زدن امنیت عمومی كشور را داشتند، تاكید كرد: خط مشی نفاق نوینی كه امروز در جریان است، استمرار مشی گروهك‌ منافقین در صدر انقلاب در سال 1360 بوده و در حركتی مذبوحانه به تكرار همان روش‌ها روی آورده‌اند؛ جای بسی خوشوقتی است كه مردم با بصیرتی مثال‌زدنی خط نفاق جدید را می‌شناسند و در تمسك خود به راه ولایت دچار انحراف نمی‌شوند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با تاكید بر اینكه منافقین سال‌های نخست انقلاب در تحركات خود، با امام راحل(ره) مخالفت می‌كردند ولی در زمان حاضر با اصل ولایت فقیه و اصل اسلامیت نظام به رویارویی برخاسته‌اند، افزود: تنها راه دفع نفاق افكنی‌های خط نفاق جدید این است كه پشتیبان محض و مطلق ولایت فقیه باشیم كه این وصیت امام عزیزمان نیز بوده است.

زیارت عاشورا

وی افزود: اكنون گروهك منافقین نیز از این رویدادها ابراز شادمانی می‌كنند، اما بدخواهان بدانند كه انقلاب به‌رغم این توطئه‌ها با پشتیبانی محكم از ولایت فقیه همچنان نستوه و استوار، به مسیر خود ادامه خواهد داد.

بدخواهان بدانند كه انقلاب به‌رغم این توطئه‌ها با پشتیبانی محكم از ولایت فقیه همچنان نستوه و استوار، به مسیر خود ادامه خواهد داد

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در پایان سخنان خود با اشاره به اینكه عناصر فعال نفاق جدید در طراحی پیچیده‌ای، از ناحیه استكبار جهانی و محافل صهیونیستی پشتیبانی می‌شوند، اذعان كرد: با اتفاقات اخیر، مسئولان باید به جد این خط نفاق را پیگیری كرده و بر عهده علمای اسلام است كه حكم شرعی لازم را در این زمینه تبیین كنند.

 

 

تنظیم: هومن بهلولی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 12:29  توسط خدا میدونه  | 

بررسی موبایل توسط امام زمان(عج)

شایعه پراکنی

شایعه‎ها ما را به جهنم می‎برند؟!

همه انسان‎ها در مقابل اعمال خود مسئول و پاسخگو هستند چه در مقابل قانون مادی و چه در مقابل قانون الهی. البته قانون مادی در بین مسلمانان به نوعی همان قانون الهی است چرا که قوانین ما بر اساس قرآن و احکام الهی تنظیم می‎شوند و اگر جایی می‎بینیم که قانون ما اشکال دارد ربطی به قانون اسلام ندارد چرا که یا ما قانون را کامل تنظیم نکرده‎ایم و یا قانون و حکم الهی را درست درک نکرده و در نتیجه قانون درستی وضع نکرده‎ایم .

بهرحال اگر دستورات الهی را به کار بندیم قطعا سعادتمند می‎شویم و هیچ شکی در این امر نیست .

خداوند در ضمن آیه‎ای می‎فرماید:

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (1)؛ و چیزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

آیه فوق درسی برای انسان‎سازی است که گفتار و كردار انسان باید آگاهانه و مسئولانه باشد و تنها از دانش و آگاهى پیروى شود نه پندارها و بافته‏ها و هواهای نفس؛ که بدعاقبتی برای انسان به همراه می‎آورد.

این آیه شریفه عمومیت دارد و هرگونه گفتار، كردار، نوشتار و حرکتی را كه بر اساس دانش و آگاهى نباشد، همه را شامل مى‏شود و منظور این است كه تنها آنچه را که مى‏دانى درست است بیان کن، و تنها از آنچه یقین دارى حقیقت دارد پیروى كن، و جز آنچه را كه به درستى آن ایمان و یقین ندارى نگو و انجام نده و پیروى منما.

وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.   

برخی با استدلال به این آیه معتقدند كه عمل به خبر واحد و نیز اعتماد و عمل به قیاس درست نیست، چرا كه قرآن از پیروى آنچه انسان به آن یقین ندارد و به راستى و درستى آن آگاه نیست، نهى فرموده است، چرا که:

اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولاً. به راستى كه گوش از آنچه شنیده، چشم از آنچه دیده و دل از آنچه خواسته، بازخواست خواهد شد. به بیان دیگر، همه صاحبان گوش و دل و چشم مسئولند و در برابر كارهایى كه به وسیله این ابزارهاى شناخت و این نعمت‏هاى گران خدا انجام مى‏دهند پرسش خواهند شد. به باور برخى، خود این اعضا و این ابزارهاى شناخت مسئولند و از خود آنها پرسش مى‏شود. (2)

نظر علامه طباطبایی(ره) در مورد این آیه اینست که می توان برای معنا کردن آیه، جمله را اینگونه برگرداند که: "لا تقف ما لیس لك به علم فانه محفوظ علیك فى سمعك و بصرك و فؤادك؛ پیروى مكن چیزى را كه علم به صحتش ندارى زیرا گوش و چشم و دل تو، علیه تو شهادت خواهند داد. پس آیه شریفه از اقدام بر هر امرى كه علم به آن نداریم نهى مى‏فرماید، چه این كه اعتقاد ما جهل باشد و یا عملى باشد كه نسبت به جواز آن و وجه صحتش جاهل باشیم، و چه این كه ترتیب اثر به گفته‏اى داده كه علم به درستى آن گفتار نداشته باشد.

چرا که خداوند متعال از گوش و چشم و قلب سوال مى‏كند؛ از آیه شریفه "الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ"؛ برمى‏آید كه اعضاء و جوارح آدمى، همه به سخن مى‏آیند. چه در آن عقاید و اعمالى كه پیروى از علم شده باشد، و چه در آنها كه پیروى غیرعلمی شده باشد.(3) 

شایعه‎پراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل‎ و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شده‎اند.

در تایید این مبحث، رسول خدا(صلى الله علیه و آله) می‎فرماید: لا یزول قدم عبد یوم القیامة بین یدی الله عزّ و جلّ حتى یسأله عن اربع خصال: عمرك فیما افنیته، و جسدك فیما ابلیته، و مالك من این كسبته و این وضعته، و عن حبّنا اهل البیت(4) ؛ در روز قیامت هیچ بنده‏اى در حضور پروردگار گامى به سوى بهشت برنمی‎دارد تا از چهار چیز مورد بازخواست و سوال قرار گیرد؛ خدا از او مى‏پرسد:

1- عمرت را در چه راه و كارى سپرى كردى؟

2- جسم و نیروهاى آن را چگونه و در خدمت چه هدف‏هایى فرسوده ساختى؟

3- ثروت و دارایى خویش را از كدامین راه گردآورى و كجا هزینه نمودى؟

4- از محبت ما خاندان رسالت مى‏پرسند.

حال که به اهمیت موضوع پی بردیم و دانستیم که در مقابل تک تک اعمالمان مسئول هستیم و معنای آیه شریفه را متوجه شدیم؛ به ذکر یک بیماری اساسی در جامعه‎مان می‎پردازم.

شایعه‎سازی و شایعه‎پراکنی یکی از شایع‎ترین بیماریها در جوامع است. البته نه این که بیماری خاص جوامع امروزی باشد؛ نه بلکه این بیماری قدمت بسیار دارد ولی در این عصر نحوه انتشارش تغییر یافته است.

حال من تاریخ را ورق می‎زنم و به صفحات گذشته آن می‎رسم. به زمان حضرت علی(علیه‎السلام). عجب وقایع تلخی دیده می‎شود، با مطالعه آنها از مظلومیت امیرالمومنین(علیه‎السلام) دلم به درد می‎آید و بغض گلویم را می‎فشارد. در آن عصر آنقدر در مورد شخصیت والای حضرت شایعه‎پراکنی کردند و آنقدر در مورد ایشان تبلیغات سوء نمودند که وقتی حضرت در محراب نماز، ضربه‎ای بر فرق مبارکشان وارد شد و به واسطه آن به شهادت رسیدند و خبر منتشر شد؛ مردم گفتند که مگر علی نماز هم می‎خواند؟! حال ببینید در مورد امامی که عبادتش مشهور بود و مناجات‎هایش زبانزد، چه گفتند. این حرف در اثر شایعاتی بوده که این مطلب را در اذهان مردم ایجاد کرده بود.

آیا وقتی به شما پیامکی می‎رسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار می‎دهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال می‎کنید؟

وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.   

خدای متعال در آیه کریمه فوق با صراحت اعلام می‎دارد که در مورد چیزی که علم و یقین ندارید سخن نگویید و در آن مقطع توقف کنید؛ چرا که تک تک اعضاء ما مسئول و پاسخگو هستند.

حال از شما می‎پرسم که انصافا ما چقدر به این آیه پایبند بوده‎ایم؟!

چقدر مراقب سخنان و اعمال خود بوده‎ایم؟!

چقدر دقت داشته‎ایم حرفی را که به آن اطمینان نداریم، جایی مطرح نکنیم؟!

در بالا به این نکته اشاره کردیم که شایعه‎پراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل‎ و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شده‎اند.

ما مخالفتی با علم و پیشرفت نداریم ولی با استفاده نادرست از ابزار، سخت مخالفیم که این مخالفت سلیقه شخصی نیست بلکه الهام گرفته از دستورات الهی است.

آیا وقتی به شما پیامکی می‎رسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار می‎دهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال می‎کنید؟

در ضمن صحت و سقم خبر یا مطلب که جای خود دارد که از شروط خبررسانی است، اما گاهی خبر صحت دارد اما نباید برای حفظ آبروی افراد، آن را انتشار داد. چقدر در ارسال پیامک‎ها به این نکات توجه می‎کنیم؟!

آیا هیچ به این موضوع توجه کرده‎ایم که چه بسیار دروغ‎ها، تهمت‎ها، غیبت‎ها را از طریق پیامک منتشر کرده‎ایم؟!

آیا به این موضوع دقت داشته‎ایم که از طریق پیامک چقدر دیگران و لهجه‎های مختلف را تمسخر کرده‎ایم؟!

آیا هیچ به این موضوع توجه کرده‎ایم که چه بسیار دروغ‎ها، تهمت‎ها، غیبت‎ها را از طریق پیامک منتشر کرده‎ایم؟!

در اینجا یک سوال اساسی از شما می‎پرسم لطف کنید و با خود صادق باشید، سپس پاسخ دهید:

فرض کنید به محضر امام زمان(عج)، - همانی که منتظر ظهورش هستید- رسیده‎اید و امام قصد بررسی گوشی موبایل شما را دارند. آیا به راحتی و بدون دلهره گوشی موبایل را تقدیم ایشان می‎کنید؟ و یا با ترس و دلهره که نکند امام آن فیلم غیراخلاقی را ببیند، نکند آن عکس را ببیند، و یا آن متن نادرست پیامک را بخواند و هزار نکند دیگر ...، گوشی را به امام می‎دهید؟!

لازم به ذکر است که گرچه امام زمان(عج) به طور مستقیم گوشی ما را بررسی نمی‎کنند اما یقینا از محتویات گوشی، وبلاگ و ایمیل ما مطلع هستند. آیا از این موضوع شرمنده می‎شویم و یا سربلند و مورد رضایت اماممان هستیم؟

اگر تا به حال اینگونه نبوده است، هنوز دیر نشده. برای شروع تمام محتویات گوشی خود را بررسی کنیم و هر آنچه را که فکر می‎کنیم غیر شرعی است و باعث نارضایتی امام زمان(علیه‎السلام) می‎شود را از گوشی خذف کنیم.

در مرحله بعد با امام زمان(عج) عهد ببندیم که هر پیامکی به دستمان رسید را بدون بررسی برای کسی ارسال نکنیم.

در سومین گام از اشتباهات گذشته در این زمینه توبه کنیم و به خدا قول دهیم که دیگر تکرار نکنیم.  

امیدوارم که خداوند توبه ما را پذیرا باشد.

بیاییم از نعمت‎هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده درست استفاده کنیم تا در دنیا، دچار نبود آنها نشویم و در قیامت مستوجب عذاب الهی نشویم .

 

پی‎نوشت‎ها:

1- الاسراء، 36 .

2- برگرفته از تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ذیل تفسیر آیه .

3- برگرفته از تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه شریفه .

4- مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی، ج 4 عربی، ص 53 .

 

                                                                                                                        گروه دین و اندیشه تبیان

                                                                                                                          نوشته مهری هدهدی  

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 12:33  توسط خدا میدونه  | 

عشق ورزی حلال از نظر اسلام

گل

از آنجایی‌كه دین اسلام به‌عنوان كامل ترین دین الهی مطرح است و نیازمندی‌های بشری را در هر زمانی جوابگوست؛ نسبت به ازدواج و كانون مقدس خانواده، تشویق‌ها و ترغیب‌های زیادی نموده است، تا جایی‌كه بیت‌المال را یكی از ابزارهای رسیدن به چنین هدفی قلمداد می‌كند و علاوه بر موارد ضروری تكلیف كرده تا حاكم حكومت اسلامی برای رفع معضل جوانان و پیشگیری از افتادن در ورطه انحراف و مفاسد اجتماعی از بیت‌المال مسلمانان استفاده كند. در این خصوص پیامبر عظیم‌شان اسلام می‌فرمایند:

«ما بنی بناء فی‌الاسلام احب الی الله عزوجل من‌التزویج»

«در اسلام هیچ بنایی نزد خدا محبوب‌تر از بنای ازدواج نیست»

پاكدامنی و عفت در همه ملل ستودنی است و مختص قشر خاصی نبوده و نیست وبه همین‌دلیل در همه كشورها برای ازدواج آئین مخصوصی با توجه با قوانین و فرهنگ هر ملتی وجود دارد.

در اسلام عشق‌ورزی تنها در ازدواج، پسندیده شمرده می‌شود.

بدون شك اعتقادات و باورهای دینی بهترین معیار در امر ازدواج هستند كه مسلماً نتایج مثبت فراوانی را نیز در پی خواهد داشت. در واقع معنویت به زندگی انسان معنا می‌بخشد ، در خانواده‌ای كه ایمان اصل قرار داده شود و محور زندگی مشترك بر معنویت قرار بگیرد و با معیارهایی كه اسلام و قرآن عنوان می‌كنند ، زندگی مشترك پایه‌ریزی شود ، دستیابی به ازدواج موفق امكان‌پذیر خواهد بود و موجب خوشنودی خداوند و پیامبر اسلام(ص) می‌شود و همچنین تحسین دیگران را هم درپی خواهد داشت.

معنویت، انسان را به هدفی عالی می‌رساند و حلال مشكلات ، برطرف‌كننده نارسایی‌ها در نظام خانواده و اجتماع است. معنویت نقش بسزایی دركامیابی و سعادت یك زندگی مشترك دارد.

طرفین قبل‌از ازدواج بهتر است بدانند چه هدفی دارند و براساس هدف اصلی برنامه‌ریزی كنند، میزان پایبندی طرفین به اعتقادات مذهبی از اهمیت بسزایی برخودار است.

در ازدواج زن و مرد به‌عنوان زن و شوهر در كنار یكدیگر قرار گرفته و زندگی مشترك خود را شروع می‌كنند. تناسب زوجین در ابعاد معنوی و شخصیتی می‌تواند به خوشبختی و موفقیت طرفین منتهی شود ، با توجه به تاثیر رفتارها و تربیت خانوادگی افراد در زندگی جدید ، مد نظر قرار دادن پیشینه خانوادگی طرفین اهمیت بسزایی در موفقیت زندگی دارد. ازدواج‌هایی كه معنویت در آن اصل قرار می‌گیرد ، از شیرینی و حلاوت بیشتری برخودار خواهند بود. ایمان جاذبه و كشش نیرومند و قوی میان طرفین را به عزت و انسانیت سوق می‌دهد.

ازدواج

در فضای معنوی طرفین خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال، رفتار و گفتارشان می‌دانند، در صحبت‌هایشان صداقت دارند و رویاهایشان از زندگی آینده صادقانه بیان می‌شود ، درصورت برخورد با مشكلات عمیق‌تر و منطقی‌تر برخورد می‌كنند، ارتباطات عمیق و صمیمی است، همدلی وجود دارد، سنت‌های غلط و تجملات از بین می‌رود و موضوع ساده كردن ازدواج مورد توجه قرار می‌گیرد ، سیر پرورش شخصیت افراد به سمت تكامل است و فضائل اخلاقی و انسانی در رأس قرار می‌گیرد.

 

طرفین یكدیگر را مستعد كمال، پیشرفت و تحول می‌پندارند، تاكیدشان بر صفات برجسته و مثبت یكدیگر است، تغییرات رفتاری و پیشرفت فكری و اخلاقی یكدیگر را تحسین می كنند، با ارائه پیشنهاد مناسب در خصوص حل مسائل و اعتقاد به گفتگوهای سازنده و ثمربخش، در تصمیم‌گیری مشاركت می كنند و در هدایت زندگی مشترك از هماهنگی لازم برخوردار هستند، مصلحت زندگی را بر منفعت شخصی ترجیح می‌دهند و سعی می‌كنند خواسته‌های فردی خود را در راه تحقق اهداف زندگی مشترك نادیده بگیرند و هرجا كه مصلحت بزرگتری مطرح است انعطاف‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند، به تكامل یكدیگر می‌اندیشند، به تقویت روحیه یكدیگر فكر می‌كنند ، از انتخاب خود راضی هستند، قدرشناس، خوش‌قول، صحبت‌پذیر و قهرگریز، مثبت‌نگر، شاد، كم‌توقع، صبور و باحوصله هستند و كلام حق و منطق صحیح را از جانب یكدیگر می‌پذیرند.

در معنویت، عشقی راستین و حقیقی وجود دارد، خدعه و نیرنگ، تظاهر و دروغ وجود ندارد.

بی‌اعتنایی و بی‌توجهی افراد به معنویت می‌تواند مشكلات و موانعی را در زندگی مشترك ایجاد كند: این نوع روابط بسیار سست و شكننده خواهند بود و رابطه‌ها هر روز كمرنگ‌تر می‌شود ، طرفین خود را ملزم به رعایت تعهدات اخلاقی نمی‌بینند ، خود را در چهارچوب ازدواج و خانواده قرار نمی‌دهند ، دچار لغزش و اشتباه می‌شوند ، به خواسته‌های یكدیگر توجهی ندارند ، عملكردها موجب مخالفت طرفین می‌شود.

 

رفتارهای ناپسندخود را توجیه می‌كنند، مذاكره و گفتگو معنا ندارد، افراد ارزشی برای یكدیگر قائل نمی‌شوند، تنش و بحران در زندگی وجود دارد، تفاهم و رابطه‌ حسنه‌ای وجود ندارد، یكدیگر را با دیگران مقایسه می‌كنند، توقعات بیجا از یكدیگر دارند، از انتخاب خود پشیمان هستند ، یكدلی و یكرنگی وجود ندارد ، طرفین نسبت به یكدیگر بی‌تفاوت هستند و هیچ‌گونه تعلق خاطری ندارند، از كلمات ناسزا و ملال‌آور در صحبت‌هایشان استفاده می‌كنند، از مرز تعادل خارج می‌شوند، كانون خانواده برایشان اهمیتی ندارد، به منافع شخصی خودشان می‌نگرند، صمیمیت و رفاقت معنی ندارد و لجاجت و رقابت ناسالم وجود دارد.

 

زندگی بدون معنویت دوامی ندارد و طولی نخواهد كشید كه آتش عشق به سردی تبدیل می‌شود و شیرینی موقتی زندگی كوتاه به تلخی دائمی مبدل می‌شود، هیچ زندگی مشتركی نمی‌تواند بدون معنویت به مسیر خود ادامه دهد. معنویت داروی شفا بخش و التیام‌دهنده ضعف‌ها و كمبودها و نارسایی‌‌هایی است كه معمولا در نظام خانواده پیش می‌آید و هدایت‌كننده انسان به سوی سعادت و بهروزی است و به استناد مضمون آیه 32 سوره مباركه نور خداوند می‌فرماید: مقدمات ازدواج را فراهم نمائید و از فقر و تنگدستی آنها نگران نباشید و در ازدواجشان بكوشید چرا كه اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی‌نیاز می‌سازد.

به امید آنكه همه جوان‌ها با قرار دادن معیار ایمان و شناخت كافی بهترین تصمیم را كه همان انتخاب عاقلانه و صحیح است، بگیرند و سعادتمند شوند.

 

منبع: روزنامه  اطلاعات

تنظیم برای تبیان :داوودی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:30  توسط خدا میدونه  | 

از دیگر اتهامات وهابیان به شیعه

سجده

همانگونه که دوستان تبیانی بحث را دنبال می‌کنند، در نظر داریم  از چند مقاله‌ای که پیرامون چرایی سجده بر زمین ، خاک و فضیلت سجده  بر تربت حضرت ابی عبد الله الحسین (ع) هنگام  نماز، نگاشته شده، علاوه بر پاسخهای شما به تستهای روزانه مقالات مربوطه، آزمون جامع‌تری به صورت تستی و مجازی برگزار نماییم و سپس از میان قبول شدگان به تعدادی از دوستان جوایزی به رسم یا بود اهداء نماییم ؛ پس با ما باشید

 

آیا در سنت نبوی اجازه‌ای صادر شده که میتوان بر غیر خاک و چیزی غیر از زمین و آنچه از آن می روید سجده کرد؟ مثلاً گوشه آستین، کنار کلاه و یا روی فرش؟  پاسخهای ما را از میان نوشته‌هایمان بیابید.

در رابطه با مطلب مذکور، روایاتی وارد شده، که توهم اینکه پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)  بدون عذر،  احیاناً بر چیزی غیر از زمین سجده کرده‌اند را در بر دارد  که ما برخی از آن روایات را در اینجا ذکر نموده و پاسخ این شبهه را می‌دهیم:

1- در صحیح بخاری و نسایی  آمده؛  انس بن مالک می گوید مادر بزرگ من "ملیکه" روزی از پیامبر دعوت کرد که برای صرف غذا به منزل او تشریف فرما شوند، تا از غذایی که درست کرده است، تناول فرمایند، حضرت دعوت او را پذیرفته و از آن غذا میل فرمود و رو به حاضران فرمودند: برخیزید تا با شما نماز بخوانم. انس می‌گوید حصیر بلندی آوردم و آن را با آب تر کردم، پیامبر برخواستند و صف جماعت تشکیل شد و کوچک و بزرگ به حضرتش اقتدا کردند.

و ابن ماجه شبیه همین روایت را از انس بن مالک با اندک تغییری نقل کرده،  که انس گفته: برخی از عمه‌های من غذایی پختند و از رسول خدا درخواست کردند  که تشریف بیاورند و در منزل آن زن، نماز اقامه فرمایند.

ابن ماجه به جای حصیر تعبیر به فحل کرده است و خود گفته است که فحل همان حصیری است که رنگش سیاه شده است.

از روایات وارد شده در موضوع سجده از کتب اهل سنت یک اصل دست آمد و آن حقیقت سجده بر خاک و زمین در هنگام استطاعت و توانایی است، اما در هنگام عذر فقط می‌توان بر لباس متصل به بدن سجده کرد، چرا که سنت نبوی چنین می‌گوید.

ابوبکر بیهقی در سنن کبری به اسناد خود نقل می‌کند رسول گرامی اسلام در منزل ام سلیم به خواب قیلوله رفته بودند، ام سلیم سفره‌ای گسترده بود تا از عطر مبارک پیامبر برگیرد و بهره مند شود و حصیری برای آن حضرت می‌گستراند تا آن حضرت بر آن حصیر نماز گزارند.

در کتب لغت آمده است که یکی از معانی کلمه فحل، حصیر است و در صحیح ترمذی آمده است که ام سلیم برای ما زیراندازی گسترد که پیامبر گرامی بر روی آن نماز اقامه فرمودند.

و نیز در صحیح ترمذی به نقل از ابن عباس آمده است که پیامبر گرامی بر روی خمره که همان حصیر است نماز می‌خواندند.

و در صحیح مسلم به نقل از ابوسعید حذری آمده است به محضر پیامبر شرفیاب شدم، دیدم که پیامبر گرامی بر روی حصیر سجده می‌فرمایند.

در صحیح بخاری،سنن ابن ماجه و صحیح نسائی آمده است که جناب میمونه همسر گرامی پیامبر می گفت: پیامبر اکرم  نماز می‌خواندند و من در کنار ایشان بودم، آنقدر نزدیک که گاهی لباس مبارکشان در هنگام سجده به من برخورد می‌کرد در حالی که بر روی خمره (حصیر) نماز بپا می‌داشتند.

طبرانی در کتاب اوسط ج 8 ص 348 و در کتاب کبیر می گوید عبدالله بن عمر می گفت: پیامبر گرامی بر روی حصیر نماز می خواندند و سجده می کردند و ابویعلی هر دو نقل کرده اند از جناب ام سلمه همسر گرامی رسول خدا که گفت: پیامبر حصیری داشتند که بر روی آن نماز بپا می‌داشتند.

باز از طبرانی  به اسنادی که برخی از آنها صحیح است نقل می نماید از انس بن مالک، که رسول گرامی اسلام بر حصیر سجده می‌کردند و نماز می‌خواندند.

تاکنون روایاتی را دیدیم که شاهد سجده پیامبر (ص) بر روی حصیر بود که ظاهراً بدون عذر پیامبر بر حصیر سجده می‌فرمودند که اثبات می‌کنند که پیامبراکرم  علاوه بر سجده بر خاک، مقید بودند  به آنچه از زمین می روید سجده فرمایند و حصیری که از لیفه خرما بافته شده دقیقاً از همان موارد است و همانگونه که ابو حنیفه و شوکانی در نیل الاوطار و دیگران گفته‌اند؛  نوع روایات ضرورت سجده بر زمین و آنچه از آن می‌روید را گوشزد نموده .

 

اما اکنون به روایاتی خواهیم پرداخت که در هنگام عذر، اجازه سجده بر روی اشیایی غیر از زمین را صادر کرده‌اند.

اولین روایت، حدیث انس بن مالک است که گفت: با پیامبر نماز می خواندیم، هوا بسیار گرم و سوزاننده بود، بدین سبب امکان سجده کردن بر روی زمین برای همه نبود. یکی از همراهان که توانایی سجده بر زمین سوزان را نداشت، لباسش را پهن کرد و بر آن سجده می‌نمود.

این روایت با اندک تفاوتی در لفظ در کتابهای صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابن ماجه، سنن ابوداوود، سنن دارمی، مسند احمد و سنن کبرای بیهقی و نیل الاوطار نقل شده است.

شوکانی مولف کتاب نیل الاوطار که از کتب  اهل سنت  است می‌گوید: این روایت دلالت دارد بر جواز سجده کردن به اشیایی غیر از زمین به خاطر جلوگیری از شدت گرما و البته اشاره به اصلی دارد و آن اصل سجده کردن به زمین است چرا که مشروط کرده‌اند جواز سجده بر غیر زمین را به عدم توانایی.

در کتابهای و جوامع حدیثی تالیف شده در سه قرن اولیه اسلام، که به زمان پیامبر اکرم نزدیکتر بوده ، دلیلی که تجویز نماید سجده کردن بر غیر زمین را ملاحظه نشده است

انس بن مالک می گوید هرگاه که در روزهای گرم و آتشین به پیامبر در نماز اقتدا می کردیم، به جهت فرار از گرما، پیشانی را در هنگام سجده روی لباسهایمان می گذاشتیم. این روایت را ابن ماجه در کتاب سنن خودش  آورده است.

طبرانی و ابویعلی به نقل از ابن عباس نقل کرده‌اند که پیامبر بر روی پیراهن مبارکشان سجده می‌فرمودند که حمل بر همان صورت قبلی (هنگام عذر)  می‌شود.

بخاری نقل می‌کند که حسن بصری گفته است جماعت بر کلاه‌ها و عمامه‌های خویش سجده می‌کردند در حالی که (به جهت گرما و یا مشکلات دیگر) دستانشان در آستین‌هایشان بود .

اینجا یک روایت مرفوعه‌ای است (روایت مرفوعه روایتی است که یا زنجیره سندی ندارد و در اصطلاح به آن می گویند مرسله و یا سند دارد اما در متن نیامده است که به آن مرفوعه می گویند) که در مسند احمد بن حنبل آمده که پیامبر گرامی نماز می گذارد یا دوست می داشت که نماز بگذارد بر پوست دباغی شده.

که در سلسله سند این روایت شخص یونس بن حرث واقع شده که بیشتر علما و رجالیون اهل سنت او را تضعیف کرده اند از جمله خود احمد بن حنبل و به چنین روایتی، هیچگاه در احکام شرعی استدلال نمی شود و همچنین در سلسله سند به نام "ابوعون عبیدالله بن سعید ثقفی کوفی" برخورد می‌کنیم که او  هم مجهول است و ابن حجر گفته است که روایت او (ابو عون) از مغیره بن شعبه مرسل است و مضافاً در متن این روایت سخنی از سجده و حکم آن نیامده است و پیامبر می‌توانسته روی پوست دباغی شده نماز بخوانند و در عین حال روی زمین سجده فرمایند.

پس با مشکلاتی که این روایت مرفوعه از حیث سند و متن دارد نمی توان توجهی به آن نمود.

علاوه بر آن که با آن روایات فراوانی که ضرورت سجده بر خاک در هنگام نماز را گوشزد می‌کند اصلاً قابل توجه و توجیه نیست.

تقریباً روایات وارد شده در موضوع سجده از کتب اهل سنت را یاد آور شدیم و یک اصل دست ما آمد و آن حقیقت سجده بر خاک و زمین است در هنگام استطاعت و توانایی، اما در هنگام عذر فقط می‌توان بر لباس متصل به بدن سجده کرد، چرا که سنت نبوی چنین می‌گوید.

پس اعتقاد به جواز سجده به فرش و سجاده های بافته شده از نخ و .... و التزام به این نحو سجده کردن و فرش کردن مساجد برای سجده روی آن، بدعت محض است و مسئله‌ای است که خلاف شرع مبین است و نابخشودنی

مسئله دیگری که قابل توجه است و پیشتر نیز به آن شاره شد این است: که خمره همان حصیر است و فحل که از برگهای درخت خرما می‌بافند و بساط که آن نیز همان حصیر است، که در روایات به آنها اشاره شده، همه از آن چیزهایی محسوب می‌شوند که به زمین و آنچه از آن می روید حمل می‌گردند و سجده کردن در هنگام نماز به آنها مانعی ندارد، برخلاف آنچه از پشم حیوانات است و یا از ابریشم و کرک و اینجور چیزهاست، که هیچ دلیلی برای جواز سجده بر آن نیست و در سنت نبوی مستندی برای جواز آن نمی‌باشد و در تمام صحاح شش گانه اهل سنت، دلیلی که تجویز نماید سجده بر آن را، پیدا نمی‌شود حتی در کتابهای و جوامع حدیثی تالیف شده در سه قرن اولیه اسلام، که به زمان پیامبر اکرم نزدیکتر بوده ، دلیلی که تجویز نماید سجده کردن بر غیر زمین را ملاحظه نشده است.

پس اعتقاد به جواز سجده به فرش و سجاده های بافته شده از نخ و .... و التزام به این نحو سجده کردن و فرش کردن مساجد برای سجده روی آن، بدعت محض است و مسئله ای است که خلاف شرع مبین است و نابخشودنی ،  چرا که با سنت خدا و پیامبر مخالفت دارد و در این خصوص حافظ کبیر ابوبکر بن ابی شیبه در مصنف جلد 2 از سعید بن مسیب و محمدبن سیرین نقل می کند که نماز بر فرش، پدیده ای نوظهور است و روایت صحیحه از پیامبر می گوید بدترین کارها، پدیده های نوظهور در دین است و هر پدیده ای در دین بدعت است.

ادامه دارد

نوشته شده توسط آقامیری – بخش دین و اندیشه تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 18:26  توسط خدا میدونه  | 

چرا شیعه سجده بر مهر می‌گذارد

حقیقت آن است که نماز را بپاس نعمتهای بیکران الهی و عنایتهای لحظه لحظه و گوناگون آن خدای بزرگ بپا می‌داریم. نمازی که ستون خیمه دین است. نمازی که اگر قبول شود سایر عبادات قبول شده و پذیرفته می‌شود (1). نمازی که معراج مومن است (2). نمازی که بازدارنده انسان است از هر بدی (3).

اما آیا هر نمازی چنین است؟

 

معنای لغوی نماز (صلاة)

اهل لغت گفته اند: حقیقت لغوی "نماز" که مترادف عربی آن "صلاة" است، یعنی دعا کردن و درود فرستادن، اما در حقیقت شرعیه و اهل شرع، نماز (صلاة) همان حرکات مخصوص است با آداب و شرائطی خاص برای خشنودی خدای بزرگ و چنانچه برخی از شرایط آن از بین رود نماز از اعتبار افتاده و دیگر نماز نیست. مثلاً اگر انسان با آب غصبی وضو بگیرد، بالتبع وضوی او باطل است و در پی آن نمازش دچار اشکال می‌شود و از درجه اعتبار ساقط می‌گردد یعنی دیگر نماز نیست و گویا او نماز نخوانده است، این نماز نمی‌تواند: 

1- معراج مومن باشد.

2- چون قبول نیست حتماً نمی‌تواند قبول کننده سایر اعمال باشد.

3- این نماز نمی‌تواند بازدارنده از فحشاء و منکر باشد

4- و این نماز حتماً ستون خیمه دین نخواهد بود.

پس باید نماز ما شرایط صحت را داشته باشد. حال ممکن است عدم تحقق برخی شرایط آن از روی ندانستن مسئله باشد. در این حالت، در پاره ای از صُوَر- به صحت نماز، لطمه ای وارد نمی‌شود. اما اصرار بر عدم تحقق شرایط صحت ویا زیاد نمودن و یا کاستن از آن، مشکلی است که حتماً نماز را تباه می‌سازد مانند مسئله تکتف و یا تامین و یا سجده نکردن بر خاک در هنگام نماز.

اصل قضیه این است که سجده فقط مخصوص خداست نه کس دیگر

سجده بر خاک؛ شرط صحت نماز و یا....

اینک ما سجده بر خاک در هنگام نماز را بررسی می‌نمائیم که چگونه شرطی است برای صحت نماز؟ و چرا سجده بر خاک حرم سیدالشهداء حضرت حسین بن علی علیه السلام را عین توحید می‌دانیم و مورد خشنودی پروردگار.

دیدگاه اهل سنت در محل سجده

سُنیان می‌گویند سجده در نماز بر هر چیز جایز است و شاید بهتر است اینگونه بگوییم: از مجموع احادیث و روایاتی كه در كتب اهل‌سنّت آمده است، بدست می‌آید كه سجده فقط بر زمین و آنچه از آن می‌روید، به شرط این‌كه خوراكی و پوشاكی نباشد جایز است.

سلفیها (4) و وهابیها (5) که افراطی های سنی مذهب هستند و هرچه که در مذاق آنان خوش نیاید را شرک می‌پندارند و با تعریف آنان از دین مبین اسلام، می‌توان گفت اکثر جمعیت مسلمان جهان مشرک هستند، می‌گویند: سجده بر خاک نه تنها مستحب و یا واجب نیست بلکه حرام است و هر کس از روی عمد مرتکب آن شود مشرک است و هر کس از روی اعتقاد به شرطیت در نماز، این عمل را انجام دهد، خونش هدر است و قتلش بر حاکم اسلامی واجب.

 

دعا، تسبیح، مهر، انگشتر
دیدگاه شیعه در سجده بر خاک

اما شیعه می‌گوید: بنابر سنت پیامبر سجده بر زمین و آنچه از آن می‌روید جز آن چیزهایی که استثناء شده. در هنگام نماز واجب است و چنانچه از روی عمد، نمازگزار این شرط را نادیده بگیرد بدون آنکه تقیه ای در کار باشد نمازش باطل است و شرط صحت را نداشته است. در کتاب های ما سجده اینگونه تعریف شده است: رکنی از ارکان نمازهای واجب و مستحب. برترین اجزاء نماز، روشنترین جلوه های پرستش، اطاعت و افتادگی در پیشگاه خدای بزرگ، با سجده است که مومن تمام پرستشش را برای خدای بزرگ، در طبق اخلاص می‌نهد.

و مخلص کلام آنکه: سجده آخرین درجه خشوع و افتادگی در پیشگاه آفریدگار یکتاست.

و چون این درجه از تواضع و افتادگی، فقط شایسته خدای بزرگ است، بدین سبب حضرت باری (جل شانه) سجده را برای خود خواسته و سجده بر غیر خود را اجازه نفرموده و این ضرورت دینی است که اعتقاد به آن مورد اتفاق همه فرقه های اسلامی است و منکر این ضروری کافر است و از دایره ایمان خارج، پس«اصل قضیه این است که سجده فقط مخصوص خداست» نه کس دیگر.

با تمام تفاصیلی که یاد شد، دانستیم سجده چیست و به چه کسی می‌توان سجده کرد.

اما در هنگام سجده، پیشانی را باید به چه چیز گذاریم؟

 

آیا به هر شیئی می‌توان سر به سجده نهاد؟

پس به این بحث می‌رسیم که باید به چه چیزی سجده کرد؟ یعنی پیشانی را در هنگام سجده نماز بر چه چیزی باید گذاشت؟

نظر همه فرقه‌های مسلمانان در باره سر گذاشتن بر خاک

همه مسلمانان می‌گویند: سجده بر زمین و خاک آن صحیح است، بلکه برتر آن است که سجده بر خاک باشد چرا که احادیث فراوان نبوی این برتری را گوشزد فرموده است، و چون نیک بنگریم و سجده را در بوته اندیشه قرار دهیم خواهیم یافت که اوج افتادگی سجده است و غایت بندگی سر بر خاک گذاشتن در آن هنگام است و جلوه توحید در آن حال تجلی می‌کند.

سلفیها و وهابیها که افراطیهای سنی مذهب هستند می‌گویند: سجده بر خاک نه تنها مستحب و یا واجب نیست بلکه حرام است و هر کس از روی عمد مرتکب آن شود مشرک است

احادیث وارده در سجده بر خاک

محور بحث، کنکاش کردن در روایات شریفه ای است که پیرامون آنچه سجده بر آن صحیح است و آنچه سجده بر آن صحیح نیست وارد شده است تا

اولاً نظر شرع مبین اسلامی را پیرامون سجده بر زمین و خاک آن بیابیم.

ثانیاً حکم شرعی سجده بر آنچه زمین می‌رویاند که نه خوراکی است و نه پوشاکی و یا خوراکی و پوشاکی ملاحظه نمائیم.

ثالثاً این کنکاش که صورت گیرد سنت پیامبر از بدعت شناخته خواهد شد.

رابعاً حکم شرعی سجده کردن بر خاک نیز روشن می‌شود.

و در انتها معلوم خواهد شد که سجده بر تربت حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در هنگام سجده چگونه خواهد بود؟، چرا فضیلت دارد؟ و چرا عده زیادی از مسلمین، تربت پاک سیدالشهداء را مهر نماز خود می‌سازند؟

پس بزودی بحث خود را پیرامون مباحث ذیل ادامه خواهیم داد.

سجده

1- روایاتی که اشاره دارد به آنچه که به آن سجده صحیح است.

2- برتری سجده بر خاک از چیزهایی که سجده بر آن صحیح است.

3- فضیلت سجده کردن بر خاک مقدس حرم حسینی

4- چرا سجده بر تربت مزار سیدالشهداء مستحب اکید است.

... ادامه دارد

تالیف و ترجمه : سید محمد رضا آقامیری - گروه دین و اندیشه تبیان


1-امام باقر(ع): ‌ان اول ما یحاسب‌به العبد الصلاهْْ فان قبلت قبل ما سواها؛(میزان الحکمهْْ ماده صلاهْْ ‌، شماره 10570)

2- الصلاة معراج المومن (مستدرک سفینه،ج 6 ص 333 )

3- سوره عنكبوت آیه 45 اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

یعنی آنچه را از كتاب [آسمانى‏] به تو وحى شده تلاوت كن‏، و نماز را برپا دار، كه نماز [انسان را] از زشتیها و گناه بازمى‏دارد، و یاد خدا بزرگتر است‏؛ و خداوند مى‏داند شما چه كارهایى انجام مى‏دهید! 

4- سَلَفی به گروهی از مسلمانان اهل سنت گفته می‌شود که تنها راه نجات مسلمانان را بازگشت به قوانین قرآن و سنت طبق فهم «سلف صالح» می‌دانند. این گروه با هرگونه پیروی از شاخه‌های گوناگون دین و کیش‌گرایی مخالفند و معتقدند که هر مسلمان به راحتی می‌تواند با مراجعه مستقیم به قرآن و سنت دینش را بیاموزد.

سلفی‌ها که افرادی افراطی بوده و در دنیا به ارهابی (تروریستی) مشهورند، پایتخت اصلیشان عربستان سعودی است. گاهی به آنان وهابی گفته می‌شود، اگرچه کسانی که خود را سلفی می‌خوانند با توجه به تعریفشان از پیروی سلف صالح و مخالفت آنان با فرقه گرایی، منکر وجود گروهی به نام وهابی هستند.

5- وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن محمد بن عبدالوهاب ۱۱۱۵-۱۲۰۶ ه.ق) اهل عربستان سعودی است. وی خود پیرو ابن تیمیه بود و با ایدئولوژی‌های شیعه و تصوف و... آن زمان به مخالفت برخاست. محمد عبدالوهاب تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق می‌دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:43  توسط خدا میدونه  |